امر به معروف و نهى از منكر امام باقر علیه السلام: «بئس القوم، قوم یعیبون الامر بالمعروف والنهى عن المنكر» (وسائل الشیعه، ج11، ص394) بد قومى هستند ، قومى كه بر امر به معروف و نهى از منكر، عیب مىگیرند و آن را بىارزش مىپندارند .
امام صادق علیه السلام: «انما یامر بالمعروف و ینهى عن المنكر من كانت فیه ثلاث خصال : عالم بما یامر به تارك لما ینهى عنه، عادل فیما یامر عادل فیما ینهى، رفیق فیما یامر رفیق فیما ینهى به .» (وسائل الشیعه، ج11، ص403) كسى امر به معروف و نهى از منكر مىكند كه سه ویژگى در اوست: به آنچه بدان دعوت مىكند آگاهى دارد و از آنچه باز مىدارد كناره مىگیرد، در امر و نهى خود مرز عدالت را پاس مىدارد و با نرمى و مهربانى امر به معروف و نهى از منكر مىكند .
امام على علیه السلام: «ما اعمال البر كلها، والجهاد فى سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر الا كنفثة فى بحر لجى» . (1) تمامى اعمال و كارها حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معرف و نهى از منكر مانند قطره اى در مقابل یك دریاى بزرگ و پهناور است .
امام على علیه السلام: «[فرض الله] الامر بالمعروف مصلحة للعوام، والنهى عن المنكر ردعا للسفهاء» . (2) خداوند متعال امر به معروف را براى صلاح و مصلحت هاى جامعه و نهى از منكر را براى راندن بىخردان (نادانان) از گناه، واجب كرد .
امام على علیه السلام: «من لم یعرف بقلبه معروفا، و لم ینكر منكرا ، قلب فجعل اعلاه اسفله، و اسفله اعلاه» . (3) آن كه كارهاى خوب را به دل، نیك نشمارد و كارهاى زشت را به دل، ناپسند نشمرد، چنان واژگونه گردد بالاى او پایین، و پایین او بالا مىگردد (یعنى تشخیص خوب و بد را از دست مىدهد) .
امام على علیه السلام: «من امر بالمعروف شد ظهور المؤمنین، و من نهى المنكر ارغم انوف الكافرین (المنافقین)» . (4) آن كس كه به نیكى ها فرمان دهد، پشت مؤمنان را محكم كرده است و كسى كه از زشتى ها نهى كند بینى كافران (منافقان) را به خاك مالیده است .
امام على علیه السلام: «ایها المؤمنون، انه من راى عدوانا یعمل به و منكرا یدعى الیه، فانكره بقلبه، فقد سلم و برىء، و من انكره بلسانه فقد اجر، و هو افضل من صاحبه، و من انكره بالسیف لتكون كلمة الله هى العلیا و كلمة الظالمین هى السفلى، فذلك الذى اصاب سبیل الهدى، و قام على الطریق، و نور فى قلبه الیقین» . (5) اى مؤمنان! به راستى آن كس كه ستمى را ببیند كه انجام مىشود و زشتى را كه بدان فرا خوانده مىشود، اگر تنها با قلب خود زشتبداند، به سلامتخواهد ماند و گناهى بر او نیست (در صورتى كه قدرت بیشتر از آن ندارد)، و اگر به زبان ناپسند بشمارد البته پاداش الهى خواهد داشت و مقامش برتر از گروه نخست است، و هر كه با شمشیر براى بزرگداشت نام خدا و پستى سخن ستمگران به مبارزه برخیزد، راه هدایت را یافته و به جاده حقیقى گام نهاده و نور یقین بر دلش تابیده است .
امام على علیه السلام: «ان الامر بالمعروف والنهى عن المنكر لخلقان من خلق الله سبحانه و انهما لایقربان من اجل و لاینقصان من رزق» . (6) به راستى كه امر به معروف و نهى از منكر دو صفت از صفات خداوند سبحان است كه نه مرگ كسى را نزدیك مىكنند و نه از روزى كسى مىكاهند .
امام على علیه السلام: «لعن الله الآمرین بالمعروف التاركین له، والناهین عن المنكر العاملین به» . (7) نفرین خدا بر آن كسانى باد كه امر به معروف كنند و خود آن را ترك گویند، و نهى از منكر كنند و خود مرتكب آن شوند .
امام على علیه السلام: «مر بالمعروف تكن من اهله، وانكر المنكر بلسانك و یدك، و باین من فعله بجهدك» (8) به نیكىها فرمان ده تا از اهل آن باشى و زشتى را با دست و زبان، ناپسند بشمار و بكوش تا با آن كس كه آن را انجام مىدهد، بیگانه باشى .
امام على علیه السلام: «الامر بالمعروف افضل اعمال الخلق» (9) برترین كارهاى مردم، امر به معروف (و نهى از منكر) است . «ائتمروا بالمعروف وامروا به، و تناهوا عن المنكر وانهوا عنه» (10) هم خود به كارهاى نیك بپردازید و هم دیگران را به آن فرمان دهید و از كارهاى زشت دورى كنید و دیگران را هم از آن باز دارید .
امام على علیه السلام: «كن آمرا بالمعروف و عاملا به، و لاتكن ممن یامر به و یناى عنه، فتبوء باثمه، و تتعرض لمقت ربه» . (11) همیشه امر به معروف كن و خود به آن عمل نما و از آنانى مباش كه به نیكى فرمان دهند و خود از آن شانه خالى كنند، كه چنین افراد به گناه خویش گرفتارند و مورد خشم پروردگار واقع مىشوند .
امام على علیه السلام: «كن بالمعروف آمرا، و عن المنكر ناهیا، و بالخیر عاملا، و للشر مانعا» (12) در همه حال امر كننده به معروف و بازدارنده از منكر باش، به خوبیها عمل كن و بدیها را مانع باش .
پىنوشتها: 1 . نهج البلاغه، حكمت 374 . 2 . نهج البلاغه، حكمت 252 . 3 . نهج البلاغه، حكمت 375 . 4 . نهج البلاغه، حكمت30 . 5 . نهج البلاغه، حكمت373 . 6 . نهج البلاغه، خطبه 156 . 7 . نهج البلاغه، خطبه 129 . 8 . دستور معالم الحكم، ص71 . 9 . غرر الحكم، ج1، ص103 . 10 . همان، ص 150 . 11 . همان، ص 108 . 12 . همان، 107 .








